ظاهراً جنونآمیز، اما کاملاً موجه: هیستری و اراده معطوف به قدرت
یادداشت لاکانیسم: متن پیش رو «بخش اول» مقالهای از دکتر «متیو گیلدسلیو» است که نخستین بار در سال 2016 در شماره 5 مجله «علوم اجتماعی» به چاپ رسیده است. ترجمه انگلیسی به فارسی این مقاله به عهده «سید محمدرضا میرشاه علی» بوده است. متیو گیلدسلیو[1] دانشکده علوم اجتماعی و رفتاری، دانشگاه کوئینزلند، استرالیا؛[2] سردبیر علمی: استیو داک [3] خلاصه: پاتریشیا الیوت[4] در آغاز فصلی درباره هیستری در کتاب «از سلطه تا تحلیل: نظریههای جنس در فمینیسم روانکاوانه[5]» این جمله نیچه را نقل میکند که: «حقیقتها توهمهایی هستند که فراموش کردهایم توهماند». این مقاله ارتباط میان هیستری و آثار نیچه را دنبال میکند. در این مقاله نشان خواهم شد که چگونه تفسیری لاکانی از هیستری میتواند قرائت هایدگر از «اراده معطوف به قدرت» نیچه را روشنتر کند و ارزش و اهمیت هیستری برای روانکاوی و فلسفه را بهتر توضیح دهد. من نشان خواهم داد که گفتمان هیستری دارای «ارزش بیشتری» نسبت